تبليغاتX
ایثارگران

مناجاتی از نوع بزرگان
تاريخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت :4:56
خدایا! مرا همواره آگاه و هوشیار دار، تاپیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری درباره آن قضاوت نکنم.

خدایا! این کلام مقدسی را که به "روسو" الهام کرده‌ای هرگز از یاد من مبر که : من دشمن تو و عقاید تو هستم اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم!"

خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که؛ عشق از زندگی کردن بهتر است ، و به هر که دوست ‌تر می ‌داری بچشان که دوست داشتن از عشق نیز برتر است!

من آرزو می‌کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان بفهمد که سلیمان کتانی؛ طبیب مسیحی شناسانده است و علی را آنچنان که دکتر جورج جرداق توصیف می‌کند و اهل بیت را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی قرآن را آنچنان که بلاشر؛ کشیش رسمی کلیسا ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آنچنان که ردنسن محقق یهودی می‌بیند؛ بفهمد

خدایا! جامعه‌ام را از بیماری تصوف و معنویت زدگی شفابخش ، تا به زندگی و واقعیت بازگردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و کمال معنوی برسم

خدایا! این آیه را که بر زبان داستایوسکی رانده‌ای بر دل‌های روشنفکران فرود آر که :"اگر خدا نباشد ؛ همه چیز مجاز است." جهان فاقد معنی و زندگی فاقد هدف؛ پوچ است و انسان فاقد معنی؛ فاقد مسئولیت نیز هست.

خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش، یا چندان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا! آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همه یقین‌هایی را که در من نقش کرده‌اند، بسوزد و آنگاه از پس توده این خاکستر، لبخند مهراوه بر لب‌های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.

خدایا! مرا از نکبت دوستی‌ها و دشمنی‌های ارواح حقیر در پناه روح‌های پرشکوه چون علی و دل‌های زیبای همه قرنها از گیلگمش تا سارتر و از لوپی تا عین القضاة و از مهراوه تا رزاس پاک گردان.

خدایا! تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق‌ها برگزینی که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می‌کند.

خدایا! بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی‌ام بیفزای.

مگذارکه " دینم" در پس "وجهه دینی‌ام" دفن شود و مگذارکه آنچه را حق می‌دانم، به خاطر آنکه بد می‌دانند کتمان کنم.
""دکتر علی شریعتی""
نوشته شده توسط حاجی | موضوع: | لينک ثابت |
من و خدا
تاريخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت :4:54
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...
نوشته شده توسط حاجی | موضوع: | لينک ثابت |
ترور شدگان بدست سازمان تروریستی مجاهدین خلق
تاريخ: شنبه سوم شهریور 1386 ساعت :14:52
 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط حاجی | موضوع: | لينک ثابت |
سخن بزرگان
تاريخ: شنبه سوم شهریور 1386 ساعت :14:38
«آغاز و پایان جنگ توسط خون صورت می‌گیرد.» همر
«آماده شدن برای جنگ یعنی نگاهداری صلح.» جورج واشینگتن
«اگر به جای اسلحه با معلم به جنگ دنیا می‌رفتیم همه دشمنان نابود می‌شدند.» بیسمارک
«اگر مردم با این همه پول که در راه جنگ خرج می‌کنند زمین بخرند، ارزانتر از زمین هائی که به وسیله جنگ و خون ریزی به دست می‌آورند، تمام می‌شد.» فرانکلین
«اگر می‌توانستیم جزئیات حوادث را بشناسیم شاید در حین موازنه سود و زیان ، جنگ را کاری نافع نمی‌یافتیم زیرا فتوحات در قبال خساراتش ارزش ندارد.» بایرون
«اگرچه جنگ برای اصلاح حال ملت و افزایش آبادانی آغاز می‌گردد لیکن حقیقت این است که در طی جنگ در حیات اجتماعی و سیاسی بحرانی عظیم پدیدار می‌شود.» امرسون
«انسان با جنگ چشم از دنیا می‌پوشد.» اسمیت
«تمام جنگ‌ها راهزنی هستند.» ولتر
«تنها در فردای روز صلح است که جنگ‌های حقیقی ملل آغاز می‌گردد، این جنگ‌ها که به صورت جنگ‌های اقتصادی، صنعتی و اجتماعی خودنمائی می‌کنند، در تعیین سرنوشت ملل خیلی مؤثرتراز جنگ‌های نظامی است.» گوستاو لوبون
«جنگجویان و راهبان، هیچکدام در تأمین معاش کشوری، مفید واقع نمی‌شوند.» هردر
جنگ خونین متضمن هیچگونه سودی نیست جز این که به‌تعداد گورهای سیاه‌رنگ، می‌افزاید.» لامارتین
«جنگ روی جنگ تغذیه می‌کند. ناپلئون
«جنگ کشتارگاه کسانی است که همدیگر را نمی‌شناسند، به نفع کسانی است که یکدیگر را می‌شناسند ولی همدیگر را نمی‌کشند.» «؟»
«جنگ قانون ابدی زندگی است و صلح راحت باش میان دو جنگ است.» فریدریش نیچه
«جنگ، قوانین را خاموش می‌کند.» سیسرو
«جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه // چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند» حافظ
«در جنگ بعدی کسانی که زنده مانده‌اند به حال رفته‌گان رشک خواهند برد.» خروشچف
«صلح در کلبه‌ها، جنگ در کاخ‌ها» گئورگ بوشنر
«فقط در موقع صلح است که اهالی کشوری می‌توانند بار سنگین جنگ را احساس کنند.» بایرون
«قحط و بیماری در مقام مقایسه با جنگ چیزی نیست، زیرا خود این دو نیز زائیده عواقب وخیم و ناهنجار جنگ هستند.»
ویکتور هوگو
«کجا فغان ز جغد جنگ و مرغوای او// که تا ابد بریده باد نای او//کجاست روزگار صلح و ایمنی// شکفته مرد و باغ دلگشای او//کجاست عهد راستی و مردمی// فروغ عشق و تابش صدای او//کجاست دور یاری و برابری// حیات جاودانی و صفای او//زهی کبوتر سپید آشتی//که دل برد سرود جانفزای او//رسید وقت آن که جغد جنگ را // جدا کنند سر به پیش پای او»
ملک الشعرا بهار
«مرادی که در صلح گردد تمام // چه باید سوی جنگ دادن لگام» فردوسی
«مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر به جان هم می‌افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می‌درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می‌گذارند.» «؟»
«من در جنگ شرکت کردم، تنها به‌این دلیل که پیوند عشق خود را به‌زندگی مستحکم‌تر نمایم.» گئورگ بوشنر
«من نمی‌دانم انسان‌ها با چه اسلحه‌ای در جنگ جهانی سوم با یکدیگر خواهند جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود. آلبرت اینشتین
«نابود شدن نفوس بشری هنگام جنگ موجب آن می‌گردد که یکی از طرفین جشن هائی برپا کند.» بایرون
نوشته شده توسط حاجی | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By